ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

خوب گوش کن. می شنوی؟!

انگار از دور دست ها صدایی می رسد. صدایی محزون و غریب
نه...! انگار صدا آنقدرها هم دور نیست. همین نزدیکی هاست. خوب گوش کن ببین می شنوی چه می گوید؟

"من برای اصلاح دین جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم"


این صدا چقدر آشناست. انگار که سالهای سال است هر شب و روز در گوشم زمزمه می شود و گویی که خوب صاحبش را می شناسم.

دوباره گوش کن. صدا نزدیک تر می شود. دقت کن ببین می شناسی صدا از کیست؟

"اگر دین جدم پیامبر(ص) جز با كشته شدن من استوار نمیشود، پس ای شمشیرها مرا دریابید"


نمی دانم. صدا برایم آشناست اما این حرفها را نمی فهمم. نمی شناسم این حرفها از کیست!

الله اکبر! برادر این صدای حسین(ع) است!

حسین؟ حسین کیست؟ كدام حسین را می گویی؟!

آهان، فهمیدم. همان حسین را میگویی که هر سال به بهانه محرمش، مشکی می پوشیم و صبح تا شب و شب تا سحر، سینه برایش می زنیم و عزاداری اش می کنیم.

همان که مداحان و مرثیه خوانان، حسین زهرا می خوانندش و از روضه ها و دردها و مصیبت هایش ناله سر میدهند.
همان که گفته اند با 72 تن از یارانش و با خاندان و اهل بیتش، در کربلا وارد شد و در برابر سپاه یزید ایستاد و جنگید و با لب تشنه شهید شد.

همان که... !
آری صدا را می شناسم. می گویند که حسین خیلی غریب بود. مظلوم و بی یار و یاور بود. الحق که چه سرگذشت تلخ و دردناکی داشت این حسین. باید سالهای سال برایش عزاداری کنیم و نوحه سر دهیم و سیه بپوشیم و بر سر و سینه زنیم. جانم به فدای حسین(ع) که پس از گذشت چهارده قرن هنوز هم مظلوم است!


آری برادر. من این حسین را می گویم و اما این تمام حسین(ع) نیست.

حسینی که من می شناسم، تمام اینها که تو گفتی در وصفش درست است، اما اینها تعریف حقیقی حسین(ع) نیست.
حسینی که من شناختم، حسینی بود که نمی خواست بهانه عزا و گریه من و تو باشد. نمی خواست که هزار و چهارصد سال بعد، من و تو، تنها به فکر مصائب و دردها و غربت و تشنگی اش باشیم و گریه کنیم و بر سر بزنیم.

حسین(ع) به کربلا نرفت تا ما تمام سال غرق کبیره و صغیره باشیم اما ده روز ابتدای محرم، سیه پوش شویم و ناله کنان به خیابان بریزیم که یا حسین و یا الهی العفو ...

برادر، حسین(ع) به کربلا نرفت تا من و تو، بهانه ای داشته باشیم برای گریه کردن و اشک ریختن. نه اینکه گریه و اشک بر عزای حسینِ زهرا ناپسند باشد که والله اجر قطره قطره این اشکها را تنها خدا می داند و بس.

اما برادر؛
حسین(ع)، به کربلا رفت تا مبادا اسلام، آنگونه که معاویه ها و عمر و عاص ها و یزیدها و شمرها و عمر سعدها می خواهند، اسلام سازش و تسلیم، اسلام زر و زور و تزویر، اسلام سرمایه داری منهای عدالت، اسلام کاخ های مرمرین، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام اسلام شیطانی شناخته شود.

حسین(ع)، با تمام اهل بیتش، با زن و فرزند و کوچک و بزرگش، و با بهترین یارانش (که سلام و درود خدا بر آنها باد) به کربلا رفت، تا اسلام حقیقی زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا اسلامی که برایش سنگ ها به دندان محمد(ص) خورد و خاکسترها بر سرش پاشیده شد و جگر حمزه ها برایش دریده شد زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا اسلامی که فاطمه(س) برای دفاع از حریم ولایتش، درب به پهلویش كوبیده شد و محسنش شهید شد، زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا بیست و پنج سال سکوت و خانه نشینی علی(ع) و سلام های بی جوابش، معنا و مفهوم بیابد.

حسین(ع)، به کربلا رفت تا درخت نرمش قهرمانانه و عزت مدارانه حسن(ع)، ثمر پیدا کند.

حسین(ع)، برای دفاع از اسلام عدالت خواه، اسلام استکبار ستیز، اسلام مستضعفین و محرومان و در یک کلام اسلام ناب، به کربلا رفت و چه دردناک به شهادت رسید.

برادر، حسینی که من می شناسم، برای اطاعت امر خدا ولو به قیمت ارباً اربا شدن علی اکبر(ع) و پرپر شدن علی اصغر(ع) و قطع الیمین شدن عباس(ع)، به کربلا رفت. من از حسینی دم می زنم که حاضر شد برای رضای خدا، تمام خاندانش به اسارت شقی ترین دشمنان خدا درآیند تا مبادا اسلام ناب محمد(ص)، اسلام ناب علی(ع) و فاطمه(س)، اسلام ناب حسن مجتبی(ع)، رنگی به جز حقیقت نگیرد.

به راستی حسین(ع) کیست؟ چگونه زیست؟ چگونه سخن گفت؟ چگونه جانش را در راه معشوق نثار کرد؟

او فقط رضای خدا را جست و جان خویش و اهل بیت خویش و اصحاب خویش را با خداوند معامله نمود. تحمل تشنگی و رنجهای عاشورا و اسارت اهل بیت او برای رضای رب العالمین بود تا مکتب و دینش زنده بماند تا جامعه گرفتار در ظلم آزاد گردد.

او خواست مسلمانانی که پیامبر و علی و فاطمه را فراموش کرده بودند دوباره برگرداند، او میخواست مردم اسیر و برده دنیا و خواهشهای نفسانی خویش نشوند، او یاد و خاطره معاد را زنده گردانید، او میخواست مکتب توحیدی لا اله الا الله باقی بماند، او میخواست بیت المال مسلمانان که در دست جنایتکاران افتاده بود و همه حیف و میل میشد به مسلمین بازگرداند، او میخواست دوباره قرآن همراه با فهم حقایق تلاوت گردد، او میخواست به انسانهای جهان بفهماند که دیندار واقعی باشند و هیچگاه در مقابل ظلم ستمگران سکوت نکنند و تنها در سایه ی آگاهی از دنیا و همنوعان خود بندگی خداوند را شایسته خویش بدانند.

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ ، نام او، یاد او، خاطره شگفت انگیز او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسل‏ها نیروبخش، حیات آفرین، پندآموز، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را میتوان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخارات معنوی آن نائل نشوند ؟ خون حسین، مایه حیات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دمیده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حضرت سیدالشهدا(ع) زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند و عظمت واقعه عاشورا و قهرمانانش را متجلی می سازد. باشد که با سیره و خلق وخوی او زندگیمان را رنگ الهی ببخشیم و به گونه ای دوستی با او و خاندانش را ابراز کنیم که چگونه زیستن، چگونه مردن، و آزادگی را از او درک نموده باشیم. چرا که شناخت هدف و سرلوحه قرار دادن آرمان های امام حسین(ع) سرآغاز درک آزادی و آزاد اندیشی است ...

با عرض تسلیت بمناسبت فرا رسیدن ماه محرم؛ ماه خون و ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران وفادارش به تمامی شیعیان و دوستداران اهل بیت بویژه شما سروران گرامی در وبلاگ روستاي نوده چناران، و با این امید كه بتوانیم پیرو راستین و شایسته آن حضرت باشیم و از معنویات و درسهای نهفته در این ماه عزیز استفاده لازم را ببریم.


محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشورا به پا شد
برگرفته از گروه پرشين استار

تاريخچه روستاي نوده و خاستگاه كرمانجهاي شمال خراسان

 كردها (كرمانج)

     كردها از ايلات «شادلو»، «قراچورلو» و «زعفرانلو» هستند و در دهستانهاي «سملقان»، «حومه»، «كسباير» زندگي مي‌كنند.

     كرمانجهاي بجنورد از زمان صفويه در اين منطقه اسكان داده شده‌اند و در حفظ مرزهاي اين منطقه نقش بسزايي داشته‌اند. كرد زبانان ريشه چادرنشيني دارند. در دامداري فعاليت بيشتري داشته و تا حدودي در حفظ سنت‌هاي قديمي كوشيده‌اند. پهلوانان كشتي «چوخه» كه از اين ديار راهي ميادين بين المللي مي‌كردند، همواره افتخارات فراواني كسب كرده‌اند.

     كرد زبانان در «دامداري» فارس زبانان در «باغداري» و ترك زبانان در هر دو زمينه مهارت دارند.

     جمعيت عشاير اين شهرستان حدود 250 خانوار در قالب 12 طايفه از كردها مي‌باشد كه مطالعات اسكان آنها در مراحل مقدماتي است.

     صلح و صفا و آرامشي كه گروههاي مختلف قومي در اين ناحيه در كنار همديگر دارند، از ويژگيهاي بارز منطقه به شمار مي‌رود.

 عشاير كرد و تركمن بجنورد

عكس دارد ص 49

 خاستگاه كرمانجهاي شمال خراسان

اماني : وضعيت دروني و بيروني خراسان ، لشگركشي ها ، قيامها، حكومت تركان و هجوم آنها به اين منطقه، حضور مغولان و گوركانيان ، انتقال ايلات و عشاير در دورانهاي مختلف، كثرت اقوام و قبايل را در اين سرزمين به دنبال داشته است. رضوان يزداني ، كارشناس ارشد مردم شناسي ضمن بيان اين مطلب درباره جايگاه سرزمين خراسان در گذشته مي گويد : در كتابي به نام «تاريخ سياسي، اجتماعي خراسان»

آمده است : نام خراسان هميشه به بزرگي و وسعت سرزميني همراه بوده ، به طوري كه مردم عراق در قرون وسطي آن را از «حلوان»به سوي شرق گرفته اند . وگاهي شامل سرزمين پر نعمت جنوب درياي آرال (خوارزم) واطراف آن سوي جيحون ( ماوراءالنهر) قسمت وسيعي از فلات ايران مي شده است .

                   وي ادامه مي دهد : در شمال خراسان ، قوميتهاي مختلفي از جمله فارس، تات (بوميهاي منطقه اين نام را به آن داده اند )ترك، تركمن ، كرد، بر حسب شرايط تحميلي ويا اختياري در كنار هم چيده شده اند. ولي هميشه اين نكته قابل توجه است كه اين قوميتها با چه هويتي واز كجا آمده اند ؟ چگونه با قوميت ها ي همسايه خود وفاق يافته اند؟ وآيا مي توان گفت:«روح جمعيتي»و «وجدن جمعي»كه در بين اين اقوام شكل گرفته است، بر اساس همبستگي و وفاق بين الگوهاي رايج رفتاري با حفظ هويتهاي مستقل قوميتي است؟

و اينكه چگونه مي توان اين روح شكل گرفته را تداوم بخشيدو آن را تقويت كرد تا در جهت پيشرفت اين استان موثر تر باشد؟رضوان يزداني در ادامه بحث خود در مورد خاستگاه يكي از اين قوميتها يعني كرمانج مي گويند : حضور كردها در خراسان به دوره صفويه بر مي گردد . در اين دوره ايلات كردبه خصوص به وسيله فردي از ايل زنگنه به عنوان وزير ، در دربار صفويه نفوذ كردند.

شاه عباس صفوي كه قبلا توانمندي وقدرت كردها را در جنگ با عثمانيان شاهد بود و از طرفي خود در دو جبهه مي جنگيد( در جبهه غرب با عثماني ها و در جبهه شمال شرق با ازبك ها ) چاره را در آن ديد كه اين گروه قدرتمند را از غرب به شرق كوچ دهد. و چون پادشاهي تيز هوش و سيتستمدار بود ، احساس كرد ممكن است سران كرد با اين كوچ موافقت نكنند ، به همين دليل مسئله تعليف احشام و دام را با كرد در ميان نهاد و آنها كه اين مسئله برايشان اهميت زيادي داشت پذيرفتند . بنابراين فصل نويني در تاريخ كردها آغاز شد.

اين كارشناس مردم شناسي در ادامه خاطر نشان مي كند: به اين ترتيب از سال 1005ه. ق قوم كرد با پنجاه هزار خانوار بزرگترين كوچ تاريخي خود را از آزربايجان به سوي ري آغاز كردند.

بعد از آن دو سال در جلگه تهران و ورامين اتراق مي كنند . در اين زمان ازبكها به خود جرات داده و حدودخراسان تا شاهرودو دامغان وسمنان را مورد قتل وغارت قرار مي دهند وبه سوي كاشان و اراك پيش مي روند. اين موضوع باعث مي شود كه كردها به طرف خراسان حركت كنند و در آنجا ساكن شده و با مبارزات رشادتمندانه خود ، جلوي تهاتجمات گسترده ازبكان و تركمنان را بگيرند كه اين كوچ در دوره نادري نيز ادامه داشت.يزداني در ادامه خاستگاه كرمانجهاي خراسان را از چهاردسته بزرگ ميداند و مي گويد : به طور كلي اين ايلات در چهار دسته وارد خراسان شدند. 1- ايل پازوكي( از مرزايران و تركيه) در زمان صفويه به ايران آمده و در نقاط مختلف از جمله خراسان پراكنده شدند. 2- ايل اردلان كه در زمان نادر شاه از كردستان به خراسان منتقل شدند. 3- ايل زنگنه كه باز به دستور نادر شاه در سال 1147به خراسان آمدند. 4- ايل عمارلو كه به فرمان شاه عباس در سال 1011 ازورامين به خراسان آمدند. وي ادامه مي دهد: اين ايل ها و عشاير كرد در قسمت هاي مختلف خراسان از جمله نيشابور، درگز، قوچان، شيروان، بجنورد و اسفراين پراكنده شده اند.

وايلات كيكانلو، شادلو، زعفرانلو، سيفكانلو، با چوانلو، توپكانلو وايلات منشعب از اين طوايف در حال حاضر در شهرستان هاي بجنورد ( شهربجنورد و روستاها) ، شيروان ( شهر شيروان و روستاهاي آن ) اسفراين ( شهر اسفراين وروستاهاي آن)جاجرم( روستاهاي آن) مانه و سملقان( شهر آشخانه و روستاهاي آن) در خراسان شمالي ساكن هستند.

  چهارشنبه اول تير1384 – روزنامه خراسان شمالي

فرا رسیدن ماه محرم را به عاشقان کربلا و آن امام  بزرگوار را به همه تسلیت عرض میکنم !

 

عشـق را افسانه کردی یا حسین                             عـــقل را دیـوانه کردی یا حسین
در ره مـعبود بـی همــتای خـویش                             همّــــتی مردانه کردی یا حسین

اطلاعات روستای نوده در سایت دهكده ايران - بانك جامع اطلاعات روستاهاي ايران

اطلاعات روستای نوده در سایت دهكده ايران - بانك جامع اطلاعات روستاهاي ايران

 

 

فلسفه حرکت تاریخی کّرد به خراسان

 
کلیم ا...توحّدی


منبع: موسسه كرمانج


موسسه کرمانج

می دانیم که پس از حمله اعراب به ایران و سقوط سلسله عظیم ساسانیان که نگهبانان سرزمین های وسیع امپراطوری ایران بودند، استقلال ایران به مدت نه قرن پایمال شد و از بین رفت واعراب در قرون اولیه خود را به مرزهای شمالی و شرقی کشور رسانده و با کشورهای باستانی توران، هند و چین هم مرز شدند. در میانه قرن چهارم هجری با فرصتی که برای اقوام ترک پیش آمده بود و دیوارهای مرزی ایران را شکسته یافتند از مرزهای ایران و توران قدیم گذشته و وارد سرزمین های خراسان شدند و سرانجام حکومتهای ترک غزنوی، سلجوقی مغول یکی پس از دیگری ایران را مورد تاخت و تاز قرار داده و به ویرانی پرداختند و یورش های تیمور لنگ و اعقاب او و نیز ترکان قراقویونلو و آق قویونلو سرزمین ایران را لگدمال کردند. تا اینکه در آغاز قرن، سلسله ایرانی تبار صفویه که نژاد کرد داشتند به همت شاه اسماعیل صفوی (930-905 قمری) روی کار آمد و اساس استقلال ملی ایران را پس از حدود نهصد سال بنا نهاد و با رسمی کردن مذهب تشیع در ایران ضمانت وحدت قومی و ملی ما را فراهم ساخت. روی کار آمدن صفویه همزمان با اوج قدرت سلاطین ترک عثمانی بود که خود را خلیفه اسلام و مالک الرقاب سرزمینهای اسلامی می دانستند اما صفویه در مقابل آنها شجره ای برای خویش ساخته و خود را به دودمان امام هفتم شیعیان منسوب داشتند و حق خلافت و ولایت را به خویش منتسب کردند و در مقابل ترکان عثمانی قد برافراشتند در نتیجه ترکان عثمانی به کینه توزی با صفویه پرداختند و با ازبکان هم نژاد و هم مذهب خویش در شرق خراسان متحد شدند و آنها را به تاخت و تاز و ویرانی هر چه بیشتر خراسان واداشتند تا عثمانی ها از مغرب و ازبکان از مشرق کشور نوپای ایران را بار دیگر بین خویش تقسیم کرده و مذهب تسنن را جایگزین مذهب تشیع نموده و حکومت صفویه را پراندازند. اما پذیرش مذهب شیعه از سوی ایرانیان که صفوی متکی بر آن و حامی آن بودند نقش اصلی را سرانجام در استقلال ایران ایفا کرد و این کشور نوپا را در برابر حملات دشمنان محفوظ و مصون داشت از مهمترین متحدان شاه اسماعیل کردان چشمگزگ مستقر در شرق امپراطوری عثمانی بودند که از دیرباز مذهب تشیع را داشتند. چون سلطان سلیم امپراطور مقتدر عثمانی طرح شیعه کشی خود را در کشور آغاز کرد حاج رستم بگ چشمگزگ با چندین هزار خانوار کرد از ایل و تبار خود به یاری شاه اسماعیل آمد که سرانجام پس از شکست شاه اسماعیل در جنگ چالدران ، این امیر کرد با چهل تن از دیگر سران کرد به اتهام همکاری با شاه اسماعیل به نامردی گردن زده شدند. جنگ چالدران در دوم ماه رجب 920 قمری اتفاق افتاد شاه اسماعیل که نمی خواست در آغاز کار با سلاطین عثمانی درگیر شود پیش از جنگ چالدران همت خویش را مصروف مرزهای شرقی کشور نمود تا ازبکانی را که به خراسان تاخته و به قتل و غارت و ویرانی شهرها و روستاها پرداخته بودند گوشمالی دهد. او در جنگ مرو با یاری سپاهیان فداکارش از جمله کردهای شیعه مذهب پیروز شد و ازبکان را به سختی شکست داده و از خراسان بیرون راند و در کاسه سر شیبک خان ازبک شراب نوشید (916 قمری) . شاه اسماعیل و شاه تهماسب و شاه عباس هر  کدام به نوبه خویش ایالت و طوایف زیادی را از کردان شیعه مذهب خود به خراسان منتقل ساختند تا در برابر تاخت و تاز ازبکان سنی مذهبی، از کیان خراسان دفاع نمایند.
از مهمترین کردانی که در زمان شاه اسماعیل و شاه تهماسب وارد خراسان شده اند، می توان از کردان کلهر، قهرمانلو و چگنی نام برد. چگنی ها که قدرت و جمعیت چشمگیری داشتند به فرماندهی اوغلان بوداق خان چگنی با دیگر ازبکان را که به خراسان تاخته بودند گوشمالی سخت داده و بیرون راندند. بوداق خان در زمان شاه تهماسب فرمانروای سرزمنیهای اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، مشهد و درگز بود و جنگ های فراوانی با ازبکها انجام داد. پس از فوت شاه تهماسب در سال 984 قمری چند سالی به علت اختلافات سران قبایل کرد و ترک شیعه مذهب و جانشینان نالایق از جمله شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد صفوی فتور عظیمی در دستگاه سلطنتی صفوی روی داد و می رفت شیرازه نظام و استقلال ایران بار دیگر پاشیده شود که با همت سران کرد و ترک مستقر در خراسان از جمله کردان چگنی و چاپشلو و استاجلو کلهر و قهرمانلو با ترکان شاملو مستقر در هرات و قاجارهای مستقر در جنوب خراسان شاه عباس صفوی که کودکی بیش نبود به همت مرشد قلی خان کرد استاجلو بر سریر پادشاهی نشست و بار دیگر آب رفته را به جوی بازآورد و دشمنان ایران را به شدت تنبیه کرد یکی از علل شکست های شاه اسماعیل و شاه تهماسب در جنگ با سلاطین ترک عثمانی، نزدیک بودن شهر تبریز به عنوان پایتخت ایران به سرزمین دشمن بود که در هر فرصتی عثمانی ها آن را اشغال می کردند. لذا شاه تهماسب ناچار شد پایتخت را به قزوین که در داخل ایران و دورتر از دسترس دشمن بود  انتقال دهد.
در سال 996 قمری که شاه عباس از خراسان به قزوین رفت و بر تخت شاهی نشست بار دیگر ازبکان به فرماندهی عبدالمؤمن خان ازبک از موقعیت استفاده کرده و به خراسان تاختند و شهرهای هرات و مشهد را تصرف کرده و به خاک و خون کشیدند و به سوی سبزوار و اسفراین پیشروی نمودند. تنها اوغلان بوداق خان چگنی بود که توانست خراسان شمالی و مرکز فرماندهیش را در قوچان از شر دشمنان نجات دهد. در چنین روزگار آشفته ای که ازبکان به سوی  پایتخت ایران می تاختند.شاه عباس نقشه ای چید و بسیاری از کردهای چشمگزک را که در قفقاز و آذربایجان متوقف بودند به نواحی شرقی قزوین منتقل ساخت که آنها را از شرق پایتخت تا تهران وخوار و ورامین و دامنه های رشته کوههای دماوند و البرز را زیر پوشش استحفاظی خود قرار دادند و همچون دیواری آهنین بین پایتخت  و ازبکان قرا گرفتند.
حدود سال 1000 قمری بود که شهر اسفراین پس از چند شبانه روز مقاومت در برابر ازبکان و دفاع جانانه قباد خان کرد کلهر و ابومسلم خان چاپشلو استناجلوئی سرانجام سقوط کرد و ازبکها این شهر را که از آغاز حکومت صفویه تا کنون بارها تخریب و غارت کرده بودند، این بار به کلی ویران نموده و به سوی دامغان و سمنان پیشروی خود را آغاز نمودند تا پایتخت را مورد تهدید قرار دهند. ازبکان این زمان شهر مشهد را بکلی ویران و مردم آن را که به فرماندهی خان استاجلو مقاومت می کردند پس از چند ماه محاصره و تصرف شهر قتل عام کردند بقیه سپاهیان ویرانگر ازبک و مغول که از حدود سیستان و یزد خود را به  نواحی مرکزی ایران یعنی کاشان و اراک رسانده و مردم بی دفاع آن نواحی را کشتار و شهرها را ویران و زنان و کودکان را به اسارت  گرفته و به سوی خوار و ورامین پیشروی می کردند که در آنجا با کردهای محافظ پایتخت مواجه شده و شکست سختی را از کردها متحمل گشته و با بجا گذاشتن اسرا و غنایم ناچار به فرار شدند و به خراسان رفتند. شاه علی خان کرد چشمگزگ که این زمان ریاست کردهای چشمگزگ را بر عهده داشت شاه عباس را وادار ساخت تا برای سرکوب کامل ازبکان در تعقیب آنان روانه خراسان شدند. جنگهای شاه عباس در خراسان با ازبکان از سال 1000 قمری تا 1010 قمری بطور پراکنده ادامه داشت که در نتیجه مرزهای ایران پس از یکهزار سال به دوره امپراطوری ساسانیان در شرق رسید. سرزمین های بلخ و مرو و بخارا و خوارزم به وسیله سپاهیان شیروان ایران مفتوح شد و ازبکان از آنجا بیرون رانده شدند.
در این سالها تقریباً تمام کردهای مستقر در حدود تهران وارد خراسان شدند و در نواحی شمالی این ایالت مستقر گشتند و در سال 1011 قمری که تقریباً آرامش به خراسان بازگشته بود شاه عباس از بلخ به هرات و مشهد بازگشت و از راه چناران و رادکان شکارکنان به خبوشان (قوچان) آمد و حکومت درگز (درون) را  نیز به خطه قوچان ضمیمه کرد و آنرا به شاه قلی سلطان جد امرای بعدی کرد خراسان تفویض داشت و در درگز لقب امیرالامرایی داد. به قول مؤلف عالم آرای عباسی، شاهقلی سلطان غلام خاصه شریفه چشمگزگ (زعفرانلو) را به رتبه والای ایلت و خانی سربلند گردانیده، حکومت اسکای درون (ایبورد و تسا و درگز) را به او عنایت فرمودند و خاطر از مهمات  آنجا جمع فرموده ( از طریق دره جیرستان و گیفان و جلگه ایوب پیغمبر و راز و مینودشت بازگشته) و در اسکای خوار ( و ورامین) به اردوی کیهان پور ملحق شدند. اما کردها که پس از آزادسازی اسفراین از رشته کوه شاه جهان گذشته و وارد جلگه شیروان و قوچان شده بودند نخستین قلعه ای که برای خود ساختند قلعه شیروان بود. پس مرکز فرماندهی به درون (درونگر درگز) منتقل شد و بعد در کنار قصبه خبوشان دژی محکم بنا گردید که سران ایلات معتبر کرد با عوامل نظامی خود در آن مستقر شدند و آنجا را به مرکز قدرت رزمی خود بدل ساختند که به کردآباد یا کرد محله معروف شد و بعدها این دژ در جنگ بین عباس میرزا نایب السلطنه قاجار و رضا قلی خان زعفرانلو ایلخانی کرد ویران گردید و شاهان بعدی قاجار تعمیر  آنرا به خوانین بعدی کرد ندادند.
دیگر شهرهای شمالی خراسان از جمله قوچان کنونی ، شیروان، بجنورد، آشخانه، اسفراین (میان آباد) چناران و رادکان و درگز را کردها ساخته اند. استقرار ایلات کرد در خراسان با استقرار ایلات  کرد خراسان که قریب به پنجاه هزار خانوار بودند، اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی این ایالت ویران شده از تاخت و تاز مغولان و ازبکان دگرگون شد و خون تازه ای در شریانهای آن به جریان افتاد و امنیت برقرار گردید.
هزاران گله گوسفند و اسب و شتر در دشتها و کوهها و مراتع این ایالت به ویژه در نواحی شمالی به چرا مشغول شدند و سطح تولید در امور گله داری و کشاورزی و باغبانی بالا و بالاتر رفت و بازار شهر دگرباره رونق یافت. بوداق خان چگنی حکومت مشهد یافت و پسرانش هر یک در ناحیه ای از جمله مرو به فرماندهی و حکومت نشسته و به رتق و فتق امور پرداختند کردهای زنگنه در نواحی شرقی خراسان و حدود هرات مستقر شدند. ترکان بیات در نیشابور و ترکان قاجار با کردها در مرو جا گرفتند. کردهای زعفرانلو و شادلو هم که چشمگزگ نامیده می شدند به قول مؤلف مطلع الشمس به  گونه زیر مستقر شدند که : شاه عباس شاه قلی سلطان را لقب امیر الامرایی داد در خط آخال گذاشت.  و چهل هزار خانوار از اکراد چشمگزگ را که دو سه سالی در ورامین اسکان داشتند، کوچانیده در ناحیه مزبور سکنی داد که جلو ازبک را داشته باشند. در سلطنت شاه سلطان حسین (صفوی 1135 قمری) که امور دولت مختل گردید اکراد آخال نشین از تاخت و تاز ارگنجی و بخارایی شوریده رو به کوه گذاشتند و در آن زمان ولایت قوچان و شیروان و بجنورد و سملقان مسکن طایفه (ترک) گرائیلی بود. اکراد برای اینکه یورتی به جهت خرید بدست آرند بنای زد و خورد را با طایفه گرائیلی گذاشتند و در اندک زمانی آنها را از محالات مزبوره خارج ساخته، قراخان پسر مهراب بیک بن شاهقلی سلطان که وکیل اکراد چشمگزگ و در معنی ایلخانی این طایفه بود بر این نواحی استیلا یافت و شیروان را یورت قرار داده، تمام چهل هزار خانوار اکراد چشمگزگ را که زعفرانلو و شادلو و کاوانلو (کاویانلو) و عمارلو و قراچورلو باشند، در یورتهای قوچان، شیروان، بجنورد و مضافات ساکن ساخت. چنانکه از چناران علیا تا چناران سفلی که در حوالی بجنورد است، به زعفرانلو اختصاص یافت و از چناران سفلی الی سملقان یورت شادلو شد.
کاوانلو را به سمت مشهد مقدس انداختند. به این معنی که از اول سملقان یورت شادلو شد. گاوانلو را به سمت مشهد مقدس انداختند. به این معنی که از اول خاک چلای خانه که در شمال مشهد واقع و تا قلعه (کردنشین) یوسف خان که در چهار فرسخی سمت شمال قوچان است امتداد دارد یورت طایفه جانی قربانی باشد و کوه شمال چشمه گلپ معروف به چشمه گیلاس (در شمال منطقه چناران و رادکان) که کوه عمارت نام دارد و یک سمت آن (در شمال منتهی) خلاصه طوایف مزبور در محلات مذکور بماندند و بعد از قراخان پسرش بنام بیک وکیل، ریاست داشت پس از او پسرش محمدحسین خان از دولت (نادرشاه پس از مراسم تاجگذاری در دشت مغان به سال 1148 قمری) ایلخانی لقب یافت بعد از آن پسرش امیرگونه خان ایلخانی شد و پس از او رضا قلی خان بن امیر گونه ایلخانی گردید.بعد از اوسام خان بن رضاقلی خان (دلیرترین و سیاستمدارترین خوانین زعفرانلو حاکم مشهد و فاتح هرات) ایلخانی و بعد از سام خان امیرحسین خان برادرش ایلخانی طایفه زعفرانلو و ملقب به شجاع الدوله گردید، از جماعات (ترکان) گرائیلی در خراسان طایفه بغایری حالا در بام و صفی آباد سکنی دارند . پس از تسخیر قوچان مرکز فرمانروایی ایلخانان کرد زعفرانلو در سال 1248 قمری، عباس میرزا قاجار پسر فتحعلیشاه برای تضعیف قدرت رزمی کردها، اتحاد آنها را از هم پاشید و یک ایلخانی دیگر کرد را در بجنورد تشکیل داد که نخستین ایلخانی شادلو بود و نجفعلی خان شادلو پدرزن رضاقلی خان بخاطر همکاری باعباس میرزا قاجار به این سمت منصوب شد.
اما ایلات معتبر 32 گانه در خراسان که هر کدام جایگاه و نقش ویژه ای در تاریخ خراسان دارند، برخی بدین شرح می باشند.
قراچورلوها : که در زمان نادرشاه با او جنگیدند و سرانجام با او صلح و نجف سلطان کرد قراچورلو و محمدخان قراچورلو از فرماندهان این ایل بزرگ هستند که در جنگهای ایران و عثمانی و ایران و هندوستان در تمام سالها در کنار نادرشاه بودند. سبزعلیخان کرد قراچورلو سر محمدحسن خان قاجار پدر آغامحمدخان را برید و به کیم خان زند  اهدا کرد و حکومت صفویه را تثبیت نمود.
حسینقلی خان قراچورلو حاکم سرحدات ثلاثه بجنورد و پدر شادروان خانلرخان قراچورلو (متوفی اسنفد 79) نیز همراه سردار  معزز شادلو در مشهد به امر رضاشاه اعدام شد. محل استقرار قراچورلوها (مامیانلوها) در درگز، بجنورد و اسفراین می باشد.

کیکانلوها : در سراسر نواحی شمال قوچان از آشخانه و بجنورد گرفته تا درگز اسکان گرفته اند و جمعیت زیادی را تشکیل می دهند. مرکز حکومت کیکانلو بر عهده خوانین اوغاز بوده که معروفترین خوانین آخر آن محمد حسن خان شیخ الخوانین و پسرانش سعادتقلی خان سیوکانلو و قادر قلی خان قبادی بودند کیکانلو ها در زمان ناصرالدین شاه به سه ایل سیوکانلو، بیچرانلو و کیکانلو تقسیم شدند.

قهرمانلو: از مهمترین ایلات کرد است که آخرین رهبر آن ولیخان قهرمانلو بود که به امر رضاشاه در زندان مشهد در سال 1310 مقتول گردید محل استقرار آنها در رشته کوههای شاه جهان در جنوب قوچان و نیز در شیروان و اسفراین بجنورد می باشد.

میلانلو: از مهمترین ایلات کرد در اسفراین است حدود 43 طایفه و ایل کرد در شهرستان اسفراین مستقر هستند و مزارع و کشتزار ها و بیشتر زمین های کشاورزی و مراتع اسفراین متعلق  به این مردها که بیش از 80% جمعیت اسفراین را تشکیل می دهند حکومت اسفراین بین ایلخانان بجنورد و قوچان گاهی دست به دست می شد.

توپکانلو: که معروفترین ایل بیگی آن فرهاد خان توپکانلو بود که همراه ولیخان قهرمانلو قصد کشتن رضا شاه را داشتند توپکانلو ها در سراسر خراسان از جمله سبزوار و نیشابور و چناران و قوچان و شیروان و اسفراین مستقر شده اند.

 دیگر ایلات و طوایف معتبر کرد عبارتند از:
هودانلو، بادلانلو، زیدانلو، صوفیانلو، توروسانلو، زنگلانلو، باچیانلو، رودکانلو، رشوانلو، حمزکانلو، شیخ امیرانلو، جلالی، سیاه منصور، جهان بیگلی، مادانلو، قرباشلو و غیره.

اینک نمودار فرمانروایان کرد خراسان از زمان شاه اسماعیل صفوی  تا رضاشاه پهلوی.
- حاج رستم یگ چشمگزگ که در دشت چالدران به امر سلطان سلیم امپراطور ترک عثمانی با یارانش به قتل رسید
- شاه علی خان  کرد چشمگزگ که همراه شاه عباس در سال 1000 قمری وارد خراسان شد.
- شاهقلی سلطان میرایل جلیل چشمگزگ و امیرالامراء اکراد سال 1011 قمری
- یوسف خان سلطان، میرال جلیل چشمگزگ 1037 قمری
- مهراب بیگ فرزند شاهقلی سلطان، ملقب به وکیل الاکراد(1038 قمری)
-قراخان پسر مهراب بگ وکیل الاکراد
-سام بگ سپهسالار و پدر زن نادرشاه (وکیل الاکراد)
-محمد حسین خان ایلخانی 1248 قمری معاصر نادرشاه و شاهرخ امیر گونه خانه ایلخانی معاصر شاهرخ ندری و آغامحمد خان قاجار
-رضا قلی خان ایلخانی مقتدرترین خوانین ایرانی متوفی 1249در تبعید آذربایجان سام خان ایلخانی فاتح امیر حسین خان شجاع الدوله نجفعلی خان کردشادلو نخستین ایلخانی بجنورد سال 1248 قمری
-هرات ملقب به شجاع الدوله متوفی 1311 قمری جعفرقلی خان شادلو ایلخانی مقتدر ملقب به سهام الدوله
-ایلخانی  زعفرانلو مسعود 1275 قمری حاکم بجنورد و استرآباد مسموم 1278
-محمد ناصرخان شجاع الدوله پسر امیر حسین خان بنیانگذار شهر جدید قوچان متوفی 1320 قمری
-حیدر قلی خان سهام الدوله برادر جعفر قلی
-خان مسعود در سال 1288 قمری
-عبدالرضا خان شجاع الدوله یا محمد خان سهام الدوله (سردار مفخم) متوفی 1338 قمری برادرزاده حیدر قلی خان و متوفی 1322 قمری
-امیر حسین خان شجاع الدوله زعفرانلو حاکم بجنورد و استرآباد که آخرین حکم ایلخانیگری را از عزیزالله خان سالار مفخم (سردار معزز)
احمد شاه در سال 1300 خورشیدی از دولت رضاخان (رضا شاه) که در مشهد به امر رضا شاه در سال 1304 به دار در سال 1305 دریافت داشت آویخته شد نگاهی به تاریخ قوچان مرکز فرمانروایی ایلخانان کرد زعفرانلو قوچان که این زمان بر کنار شاهراه بین المللی خراسان به مازندران قرار گرفته و مرکز شهرستان قوچان می باشد تاریخی پر فراز و نشیب داشته است معلوم نیست در چه زمانی قوچان بر این شهر نهاده شده است برای اولین بار که از این نام ذکری در تاریخ رفته در حددود سال 1003 قمری بوده که مؤلف شرفنامه (بتلیس) به آن اشاره کرده و گفته است در زمان شاه عباس کردها را به قوچان بردند.
معلوم نیست که آن زمان قوچان تلفظ می شده یا طبق رسم معمول حرف چ را به ج بدل کرده اند؟ بار دگر در سال 1248 قمری پس از جنگ عباس میرزا نایب السلطنه قاجار با رضاقلی خان زعفرانلو ایلخانی خراسان که سرانجام به تسلیم ایلخانی می انجامد، قائم مقام فراهانی در نامه ای که به فتحعلی شاه نوشته مژده تسخیر قوچان را می دهد و جای واژه خبوشان، قوچان را به کار برده است در دوره اشکانیان نام شهری در این حدود به نام آساک یا آسااک برده شده است و حتی بعد از اسلام نیز شهری در جنوب غربی قوچان کنونی بوده که به استو معروف بوده و تا زمان هلاکوخان به این نام مشهور بوده است. در تاریخ دوره غزنویان و مغول و تیموریان در تمام منابع از آن بنام خبوشان نام برده شده است در دوره اشکانیان و ساسانیان شهرهای کوچک ولی پر رونق در جلگه قوچان وجود داشته است که در حفاریهای غیرقانونی سالهای اخیر بسیاری از آثار آن دوران کشف شده است که از جمله می توان محل روستای کنونی (امامزاده) سلطان زیر آبه و کشفیات حدود روستای میرفضل الله و نیز کشفیات اسفیجر اشاره  کرد که سکه های اسکندر مقدونی از آنجا کشف شده بوده است.
اما خبوشان همان شهر قدیم قوچان بوده که بر اثر زلزله سالهای 1311 و 1312 قمری بکلی ویران شد چون به امر محمد ناصرخان ایلخان زعفرانلو در بین سالهای 1311 تا 1314 شهر کنونی قوچان ساخته شد لذا این شهر را بنام این ایلخانی کرد، ناصریه می گفتند و رفته رفته نام قوچان شایع تر و تثبیت گشت چنان که اعتمادالسلطنه (صنیع الدوله) در مطلع الشمس گفته است که : قوچان که در اصل خبوشان بوده و مغول آنرا قوچان گفته اند، از شهرهای معتبر کردستان خراسان است. پنج یا شش هزار خانوار دارد. مؤلف بستان السیامه جمعیت شهر قوچان در سال 1314 قمری را که  هنوز همه مردم شهر کهنه در آن اسکان نگرفته بودند ،  تعداد 15 هزار نفر نوشته است.
از حوادث مهمی که در شهر جدید قوچان روی داده قیام سردار کرد زعفرانلو در آخر دوره عبدالرضا خان شجاع الدوله ایلخان قوچان می باشد.
مرگ شجاع الدوله در سال 1298 خورشید، قیام نافرجام کلنل محمدتقی خان پسیان و شکست خوردن او از کردهای قوچان در پاییز 1300 از دیگر حوادث این شهر است حرکت کردهای قوچان به همراهی امیرجان محمدخان فرمانده لشگر شرق ترکمن صحرا از وقایع سال 1303 خورشیدی می باشد.
قیام سالار جنگ که حکومتی کمونیستی بود و از مروه تپه در غرب بجنورد در گلستان کنونی آغاز گشت و بجنورد و اسفراین و شیروان تسخیر شد و سالار جنگ (لهاک) با نیروهایش وارد قوچان گردید به وسیله خوانین کرد قوچان محاصره و مغلوب به شوروی متواری گشت. رضاشاه در مرداد 1305 برای تقدیر از این عمل کردهای خراسان به قوچان آمد.
ویرانی بسیار از بناهای قوچان تلفات سنگین نیز در بهار 1354 از دیگر حوادث گذشته به شهر قوچان فرآورده های گله داری، کشاورزی و باغداری است به ویژه انگور و کشمش قوچان شهرت جهانی دارد.
صنایع دستی ، بافتنی از جمله دستبافت های زنان کرد مانند جاجیم، پلاس، قالیچه ، دستکش، پاتاوه، جورابهای رنگین زیبا و مانند آن است و پوستین بافی و نمدبافی و چارق دوزی از دیگر صنایع دستی قوچان می باشد.در زمینه هنر وموسیقی قوچان  یک قطب و مرکز هنری در شمال کشور می باشد.

مقدمه اي بر فرهنگ و زبان كردي


   بار اندوه وتاثر فراوان می گردد وقتی می بینیم که چگونه جهالت ، وماشین زبان باستانی کرد را در معرض نابودی قرار داده است

هاشم محمودی

روايت هاي كهن كردي يكي از اسطوره هاي قوم ايراني را كه در كتاب شاهنامه به نظم درآمده است، به عنوان چگونگي پيدايش قوم خود بازگو مي كند : جمشيد يكي از نخستين پادشاهان اسطوره اي بر ديوان وپریان و هفت كشور زمين فرمانروا بود. به هنگام سلطه او زمين نظام يافت و آباد شد و طبقات پديد آمدند،  حرفه و شغل مشخص شد و نيز به زمان او آدميان و جانوران از مرگ فارغ و آب و گياه از خشكي بركنار و نعمت بي پايان بود و از سرما و گرما پيري و مرگ وآز كه آفريده اهريمن است، نشاني نبود. اين همه تا آنجا باقي بود كه جمشيد ديندار بود و پرستنده يزدان، آنگاه كه غره گشت و خود را خداوند خواند، فره ايزدي كه با او بود به هيئت مرغي او را ترك گفت و جهان به آشوب اندر شد و مردم ضحاك تازي را به شاهي برگزيدند، ضحاك زشت سيرت، ناپاك و سبكسر اما دلير و جهانجو پسر نيك مردي مرداس نام، ساكن دشت نيزه گذار (عربستان) بود و از آنجا كه او را ده هزار اسب بود بيوراسبش مي ناميدند. ضحاك به فريب ابليس پدر خويش بكشت و ابليس به لباس خوالگيران به نزد ضحاك آمده با بوسيدن شانه هايش دو مار از كتف او برآورد و پنهان گشت : ديگر بار به هئيت حكيمي بر او ظاهر شد، چاره شاه را كه از مارها به ستوه آمده بود در خوراندن مغز دو جوان به مارها دانست، تا نسل انسان برافتد. دو مرد پارسا كرمائيل و ارمائيل كه براي نجات انسان قبول منصب وزارت كرده بودند، دانستند اگر هر روز مغز يكي از جوانان را با مغز گوساله اي توام سازند و يكي از جوانان را نجات دهند، كسي  آگاه نخواد شد، از اين رو هر روز يكي از جوانان را نجات دادند و او را امر به اختفاي خود مي كردند و چون به دويست رسيدند، ايشان را رمه اي فراهم آورده و به كوهستان فرستادند، قوم كرد از ايشان پديد آمد و پيش بند چرمين آهنگري بر چوبي آويخت و مردم را به قيام فراخواند و با آنان به قصر ضحاك حمله برد و او را با پتك آهنگري خود بكشت. كردان معتقدند اين واقع در اول فروردين سال 612 قبل از ميلاد يعني سال سقوط نينوا به دست بابليها به كمك قوم ماد اتفاق افتاده است و از آن پس در اين روز همگان جشن برپا مي دارند و به شادي مي گذرانند و آن روز را نوروز نام نهادند.

در روايتي ديگر گفته اند كردان از اولاد كنيزان بارگاه حضرت سليمان بودند كه وقتي ملك وي گرفته شد شيطان معروف كه «جيد» نام داشت با آنان درآميخت ولي خداوند كنيزان مؤمن را از آميزش وي مصون داشت. در متون  كهن در مورد مبداء و تيره هاي كرد اختلاف نظر است. بعضي گفته اند آنها از قوم ربيع ابن عدنان اند كه به روزگار قدیم جدا شده و به سبب گردن درازي در كوهها و دره ها اقامت گرفته و با عجمان و ايرانيان كه در آن نواحي مقيم شهرها و آباديها بودند مجاور شده و زبان خويش بگشته اند و زبانشان عجمي شده است و هر يك از طوايف كرد يك زبان خاص كردي دارند، اما تحقيقات در مورد منشاء كرد از ديدگاههاي متفاوت نتايج تقريباً مشابهي داشته است. در حقيقت اين تحقيقات كه در پاره اي از اوقات نيز بسيار مفصل اند. تحقيقات انسان شناسي نيز در اين باره كمكي نمي كند . اين بررسيها با نگرشهاي متفاوت به منشاء قبايل كرد همراه بود كه به فرضيه هاي متعدد انجاميده است.
مانند فرضيه هايي كه بر اساس واژه شناسي كرد و با تكيه بر استدلال هاي زبان شناسي پي ريزي شده كه اين استدلال ها خود بر دو نظريه، بومي بودن كردها و نيز نظريه مهاجرت آنها از شرق به اين ناحيه و درآميختگي آنها با بوميان استوار است و گروه ديگر نظريه محققاني است كه مبنا را بر حقايق تاريخي، جغرافيايي و نژادي شناخت شده گذاشته اند و آنان كه با تلفيق اين نگرشها موافقند، در نهايت دو فرضيه ارائه شده است :

 فرضيه نخست آنها را آريايي (ايراني) و زمان مهاجرت ايشان را قرن هفتم پيش از ميلاد از نواحي درياچه اروميه از سرزمين ماد كوچك آتروپاتكان يا آذربايجان امروز مي داند كه به نواحي ديگر نقل مكان كرده اند. در حال حاضر محققان در منشا ايراني بودن كردها متفق اند و معتقدند كه كردان امروزي همان كردوك هاي باستانند كه سرزمينشان هنوز هم يكي از مراكز سكونت كردان است و قوم كرتي كه نويسندگان يونان باستان آنها را در كنار اقوام پارس نام برده اند، همين كردهاي امروزي هستند.
فتوحات قوم ماد و پارس موجب تغييرات و تحولات وسيعي شد و در اين رابطه ناگزير به مهاجرت و تغييرات و تحولات وسيعي شد و تغيير مكانهاي عمده اي به خود گرفتند مثلاً اقوام آساگارتيا كه مسكن اصلي شان سيستان بود به سوي مغرب مهاجرت كردند ، بطوري كه اين قوم را در عهد آشوريان در ماد مي بينيم كه در عهد داريوش كتيبه بيستون در كرمانشاه پايتخت اين قوم بود.
جايي كه داريوش سردار آنها را به قتل رساند جالب اينجا است كه صورت اين مرد بر روي كتيبه بيستون به كردان شبيه است. اما اقامتگاه كردان امروزه از جنوب به شمال به صورت نوار پهني كه مرز ايران و عراق را در بر مي گيرد از غصبه مندلي در شرق بغداد و در مسير مرزهايي كه مرزهاي ايران و تركيه را از هم جدا مي كند، تا كوه آرارات و از شمال تا حاشيه ماوراء قفقاز گسترش يافته است و حد شمال آنها در تركيه و در جنوب تا حاشيه هاي دشت بين النهرين امتداد دارد. در مغرب مرز منطقه مسكوني كردها با رود فرات مشخص شده است.
كردها در آسياي صغير رسوخ كرده و با تشكيل جزيره هاي كوچك مسكوني و منفرد در نزديكي هاي قونيه و سلوكيه تقريباً تا درياي مديترانه پيش رفته اند. در مشرق طوايف پراكنده كرد در خراسان (جائي كه شاه عباس براي مقابله با تركمن ها آنها را بدانجا كوچ داده است) مازندران و گيلان و حتي دامنه هاي آتشفشان در استان سيستان و بلوچستان در گوشه پرت جنوب شرقي ايران نزديك مرز پاكستان پراكنده اند. در تركيه جمعيت انبوه كردها در قسمت هاي كوهستاني كه جزء خاك تركيه است در طول سلسله جبال زاگرس و شاخه هاي آن زندگي مي كنند. در ولايت وان و بتليس و سنجاق و حكاري ساكنند و حداقل در 17 ايالت از 67 ايالت اين كشور ساكنند در عراق كردها در شمال كشور در ايالت دهوك نواحي زاخو، مازوري، جير، اماديه و اكرام ساكنند.
اكثر كردان اين نواحي يزيدي هستند. مناطق كردنشين ديگر در شمال عراق شامل نواحي كركوك، سليمانيه و نواحي خانقين و مندلي است. در سوريه  در مجاورت مرزهاي شمال شرقي كشور و نيز ناحيه كردداغ قامشلو تا شرق فرات مقيم اند. كردها همچنين در قفقاز جمهوري ارمنستان، آذربايجان شوروي و جمهوري گرجستان زندگي مي كنند در ايران كردها عمدتاً در غرب و شمال غرب ساكنند. آنها در استانهاي آذربايجان غربي (ماكو، مهاباد، بوكان، سردشت، تكاب، پيرانشهر، سلماس، نقده و مركز استان يعني اروميه) مقيم اند و منطقه اصلي آنها استان كردستان است. استان كرمانشاه و ايلام نيز مسكن اصلي كردها مي باشد.
امروزه ايران تنها كشوري است كه بخشي از كشور را به نام كردستان مي شناسد در همه كشورهاي ديگر نام كردستان فراموش شده است. در تركيه از كردستان به عنوان آناتولي شرقي و در عراق بعنوان ايالت شمالي و در سوريه به ايالت جزيره نام برده مي شود. كردستان ايران اصولاً يك منطقه دامداري و كشاورزي است در اين منطقه حاصلخيز پيشرفتي نكرده است تنها در زمينه صنايع دستي فعاليتهاي محدودي صورت مي گيرد. توليد صنايع دستي در نقاط شهري و روستايي معمول بوده است و عده كثيري بدان اشتغال دارند، اين صنايع عبارتند از فرش بافي، گليم بافي، نساجي، نازك كاري چوب گيره دوزي و صنايع خراطي، سوزندوزي، قلاب دوزي، منجوق دوزي و ساختن زيورآلات كه اكثر آنها به يكسان در شهر و روستا توليد مي شوند.
زنان در تمام بخشها غير از نازك كاري، گيره دوزي، خراطي و ساختن زيورآلات حضور فعال دارند و اغلب در ارتباط با سوداگران قالي به صورت روزمزدي و كارمزدي سفارش كار مي گيرند.


آنجا که به شعر عامیانه کردی می رسیم روح سرکش کرد در تنگنای قاعده اسیر نمی شود وروی می نماید هر چه بیشتر در مورد زبان وادبیات وتاریخ وجغرافیا وسنن قوم کرد بیشتر مطالعه کنیم بار اندوه وتاثر فراوان می گردد می بینیم که چگونه جهالت ، وماشین زبان باستانی کرد را در معرض نابودی قرار داده است.


زبان و ادبيات كردي :

زبان كردي كه به گروه زبانهاي ايراني شمال غربي تعلق دارد به چهار دسته تقسيم مي شود : گوران، كرمانج، لر و كلهر، لهجه هاي زبان كردي كه تحت عنوان زبان كردي شناخته مي شوند. يك زبان واحد را تشكيل نمي دهند.
اين لهجه ها از يك ريشه اند اما هر يك ويژگيهايي دارند كه آنها را از هم متمايز مي كند. لهجه كرمانجي را در كردستان شمالي، لهجه هاي سنندجي و سليمانيه (سوراني) را در كردستان مركزي، لهجه هاي لكي و اورامي را كه در اغلب ادبيات كردي مربوط به اين لهجه است و كلهر رادر كردستان جنوبي بكار مي روند.
خط كردي، عربي و لاتين است كه در آن تغييراتي داده شده است. روح كرد در ادبيات او در فرهنگ عاميانه و شعر و موسيقي وغناي اشعارش علي رغم بيسوادي اكثريت مردم كرد آشكار است و شايد اين بيان ساده و روشن در ايجاد اشعار غنايي و حماسي تا بدين حد بكر و سرشار از روح و زندگي، مديون اين واقعيت است.
با آنكه تاثير ادبيات ايراني و عرب در ادبيات مدون كردي بسيار است و منظومه هاي با وزن و قافيه به تقليد از اشعار فارسي و عربي سروده اند. زبان كردي كه با وجود قدمت تاريخي و حوادث و رويدادهاي شگرف زمان مانند يورشهاي مداوم سومريها، كلدانيها، سلاطين، سلسله سلجوقي، رومي ها، مغولها و به ويژه اعراب مهاجم و لشگركشيهاي مداوم امپراطور عثماني به سرزمين كردستان و قتل حكمرانان خاندان اصيل بابان و تبعيض نژادي و مذهبي سلاطين صفوي و اقدامات نارواي نادرشاه افشار و تبعيد خانواده هاي كرد به نقاط دوردست و اخلال روز افزون ومزدورانه  استعمارگران غارتگر انگليسي و كشتار گروه ميهن پرست، هنوز اصالت و ويژگيهاي خود را به خوبي نگاه داشته و همچون قله كوه «چهل چشمه» استوار و متين و پاي بر جا مانده است.
 بر اساس تفكرات بي اساس و دور از منطق، گروهي به اصطلاح زبان شناس متأسفانه آن را از لهجه هاي مختلف زبان فارسي به حساب مي آورند و عجب اينكه قضاوتي بي پايه به دانشمند و محقق كرد زبان مرحوم رشيد ياسمي استاد ممتاز دانشگاه تهران نيز سرايت كرده است. طبق تحقيقات به عمل آمده زبان كردي در بين زبانهاي شرق تنها زباني است كه بغير از الفاظ ديني از اختلاط زبان عربي جلوگيري نموده و كلمات آريايي قديم را حفظ نموده است و كردها از ديرباز هم حتي اسامي عربي آن را آنچنان دگرگون كرده و مي كنند كه بسيار مشكل مي توان فهميد اين اسماء در اصل عربي بوده اند، مانند :
حه مه «محمد» ، فه ته «فتح ا...» ، ره شه «رشيد» ، عه به «عبدا...» ، خه جي «خديجه» و اكنون نيز ديرگاهي است كه اسامي كردي روي فرزندان خود مي گذارند :
ديار « نشان و سرزمين» ، نه شميل «خرامان» ، روناك «روشن» ، شليره «لاله» ، هه تاو «خورشيد» ، شه پول «موج» ، شه مال «باد صبا» ، ژيان «زندگي» ، عه ستيره «ستاره» ، گه لاويژ «ستاره سهيل» و ...
زبان كردي يكي از كهن ترين زبانهاي ايران و شاخه ي اصيل از زبانهاي هند و اروپايي به حساب مي آيد. بر اساس تحقيقات به عمل آمده و پر ارزش زبانشناسان اين زبان از لحاظ غناي واژه و فولكلور و ادبيات توده اي به قدري وسيع است كه در كمتر موردي نياز به استعمال لغات زبانهاي ديگر خواهد داشت.
ريشه زبان كردي زبان مادي است، اگر چه از زبان مادي اطلاعات زيادي در دست نيست، اما زبانشناسان معتقداند كه زبان مادي و پارسي به هم شبيه بوده  اند. زبان كردي (مراد كردي په تي ياسره) از حيث شكل كلمات، صرف و نحو مفرد و جمع و ... با زبانهاي فارسي و عربي بسيار متفاوت است. براي مثال به لغات زير و جمع آنها توجه فرمائيد.

ئافره ت = زن                        ئافره ته كان = زنان     
 كاني = چشمه                    كانيه كان = چشمه ها
ره ش = سياه                       ره شه كان = سياهها
هيوا =  امید                          هيواكان = اميدها
گه لا = برگ                          گه لا كان = برگها     
شوتي = هندوانه                  شوتيه كان = هندوانه ها
 

همچنين در زبان كردي كلماتي وجود دارد كه در زبان فارسي معادلي براي آنها يافت نمي شود.

چلووك = انتهاي بلندترين قسمت شاخه هاي درخت
تاسه = بسيار مشتاق بودن به ديدار كسي
باچك = بلال سرخ رنگ
ته يلاق يا كاشي = بچه شتر
جانيك =  بچه اسب


و خيلي كلمات ديگر كه به دليل خلاصه گويي از ذكر آنها خودداري مي كنيم.
 
منابع :
درويشيان علي اشرف ـ فرهنگ عامه
مرتضايي محمد ـ زبان كردي و لهجه هاي مختلف آن
هه ژار ـ فرهنگ كردي به فارسي


پاره اي از لغاتي كه در زبان انگليسي و فرانسوي و كردي مشتركند، عبارتند از :

مدل فارسي معادل كردي كلمه انگليسي لهجه ها
جيغ و فرياد چريكه Shrik كرمانجي باشور
گزارش دادن لاپرت Report كرمانجي باشور
بازي گمه Game كرمانجي باشور
كتري كتل Kettele گيلان غرب
تمام كردن في ني ش Finish كرمانجي باشور
جيره رهشن Ration كرمانجي باشور
سيب زميني په تا توو Potato اورامي پاوه
گوجه فرنگي ته ماته Tomato كرمانجي باشور
تخم مرغ هيك Egg كرمانجي باكور
ستاره استرك Star كرمانجي باكور
مغز مه ين Mind كرمانجي باكور
بخش پار Part كرمانجي باكور
عتيقه انتيك Ontique كرمانجي باكور
چكيدن دلوپ Drop كرمانجي باكور
كفش سوول Sole كرمانجي باكور
فارسي كردي فرانسوي لهجه هاي كردي
دختر ده وه ت Daughter كرمانشاهي
لب لي و Levre كرمانجي باكور
زانو ژو ني Genou كرمانجي باكور
پا پي Pied كرمانجي باشور
دندان دي وان Dent کرمانجی باشور

 

منبع: موسسه كرمانج

ضرب المثل هاي رايج روستاي نوده چناران

 
ژَ اَسبِِ خَلکِ گَرِ زو داکَوي
 
از اسب ديگران بايد زود پياده شد .

ژَ اِش طِم ، اَو دَوِ نُوَ ناوَ
 
من از آسياب ميآيم،او ميگويد نوبت نيست .

ژِن که بَلانَه ، تو مال بِ بَلا نَوَ
 
زن که بلاست اما هيچ خانه اي بي بلا نباشد .

بي چاق ، مَگر ژَ زِرُّوَ، گَرِ وَ زِکِ خَه دا لِه خي
 
اگر چاقو از طلا هم بود مگر بايدبه شکم خود بزني .

بِطِرس ژَ آرِ بِ تُتُون
 
از آتش بي دود بترس .

بَق وَآوِِّ چاق ناوَ
 
قورباغه با آب چاق نمي شود .

با خَدِ خِزان بِدَ گُرِّ وَ
 
بگذارخداوند فرزند بدهد کچل باشد .

با دار هَوَ بَلک و باش بِرِژَ
 
بگذاردرخت باشدبرگ و سرشاخهاش بريزد .

تا نان جِه نَه خوي ، قَدرِ نان گَنِم نِزاني
 

تا نان جو نخوري ارزش نان گندم را نميداني .

پيواز آوِّرويِ مالانَه ، يه خانيان دالانَه
 
پياز آبروي خانه هاست، مال خانه هم ايوان اوست .

دَوَّ گِرَ ، بار ِوي ژِ گِرَ
 
شتر بزرگ است بارش هم بيشتر است .

دينُ بِرَو که جايل هات
 
ديوانه فرارکن که جوان آمد
.
 
 
 
برگرفته از وبلاگ http://kormanjan.blogfa.com
از کتاب پند کرمانجی / آقای احمد عضدی

راستش رو كه بخواين ...

 صبحدم عطر تن دوست، مرا ميخواند                        پا زتن پيش گرفته*، مرا ميخواند

من زپيشين* سر درآورده ام اينك بر دوست                 محفل دوست چه غوغاست مرا ميخواند

آنچه سي سال پي اش بودم و اينك فزون                 صبح وحدت* چه زيبا مرا ميخواند

شعر از :همايون بهادري

* اشاره به جانبازي سردار محمدزاده در دوران دفاع مقدس و قطع قسمتي از پا در اثر انفجار مين

*پيشين روستاي محل شهادت سردار محمدزاده در استان سيستان و بلوچستان مي باشد

* شهداي حادثه تروريستي كه منجر به شهادت سرلشگر شوشتري و سردار محمدزاده شده را شهداي وحدت مي خوانند

 

راستش رو كه بخواين ...

تا آدمي چيزي رو براي عرضه كردن نداشته باشه مانور نمي ده و به اصطلاح عرض اندام نمي كنه. با اتفاق بزرگي كه در مهرماه سال ۸۸ افتاد و سرباز شجاع اسلام ، فرمانده قرارگاه سلمان "سردار شهيد رجبعلي محمدزاده" به همراه "شهيد سرلشگر نورعلي شوشتري" درجة رفيع شهادت نائل شد، حس كردم كه حالا مي تونم يك وبلاگ براي معرفي روستا ايجاد كنم و به همه بگم كه ؛‌آره شهيد محمدزاده از روستاي ما بود! آره باباش رفيق بابام و ‌برادرش همبازيم بود . خونشون نزديك خونمون بود و براي قيولي در دانشگاه به خونمون اومد و بهم تبريك گفت،‌آخرين باري كه ديدمش در مانور بسيجيان در برزش آباد مشهد ‌در حال اقامه نماز بود ،‌نشستم تا نمازش با با سلام بر صالحين به اتمام رساند تاعرض ادب كنم و بگويم كه من هم اينجا هستم و شماها را دوست دارم و در نهايت آخرين بار، زير تابوتي را گرفتم كه داخل آن پيكر پاكش بود و به آرزوي ديرينه اش رسيده بود. خوش بحالش ... . گلي به يادگار از روي تابوتش گرفتم و  عزيزترين مكان نگهش داشتم.

روز گراميداشت شهدا در سال ۸۹ كه آرام آرام به سالگردش نزديك مي شويم ، باور كردنش برام سخت است كه چگونه خانواده اش دوري اش را يكسال تحمل كرده اند و براي همين به سر مزارش رفتم كه خود را دلداري دهم و  ...








و  

خداحافظ سردار

48 پروژه گازرساني در خراسان شمالي با اعتباري بالغ بر198 ميليارد ريال بهره برداري و  كلنگ زني شد

به گزارش روابط عمومي شركت گاز خراسان شمالي مديرعامل شركت گاز خراسان شمالي تعداد طرح‌هاي افتتاحي اين شركت طي هفته دولت در استان را 25 مورد اعلام كرد.
حسين تقي‌نژاد توضيح داد: در اين راستا گازرساني به 5 روستاي محور دوين شيروان شامل؛ دوين، حصار دوين، سرچشمه، محمدآباد وگنج آباد به بهره‌برداري رسيده است .
وي افزود: همزمان با هفته دولت گازرساني به 6 روستاي محور فاروج شامل؛ مايوان، خيرآباد، چوكانلو، سه گنبد، سياه دشت و نجف‌آباد افتتاح گرديد.
اين مسئول در شركت گاز خراسان شمالي ميزان شبكه كارشده در اين مناطق را حدود 102 كيلومتر عنوان كرد.
وي تصريح كرد: با بهره‌برداري از اين طرح‌هاي گازرساني، 9 هزار و 704 نفر از خدمات طرح‌ها برخوردار خواهند شد.
مديرعامل شركت گاز خراسان شمالي، گازرساني به كارخانه آسفالت حصارگرمخان، كارخانه آسفالت مالك اشتر بجنورد، گازرساني به سايت اداري دادگستري كل خراسان شمالي، گازرساني به محور صنعتي اتيمز اسفراين، كارخانه آسفالت شوسه بجنورد، كوره‌هاي آجردستي شيروان، محور صنعتي جاجرم و همچنين گازرساني به دانشگاه بجنورد و جايگاه CNG رباط قره‌بيل را از ديگر پروژه‌هاي گازرساني بهره‌برداري شده خراسان شمالي در هفته دولت عنوان كرد.
مديرعامل شركت گاز خراسان شمالي همچنين به افتتاح 5 جايگاه CNG طي هفته دولت در اين استان اشاره كرد و توضيح داد: در اين ارتباط جايگاه CNG تك منظوره پروژه كوثر 4 حكمت، جايگاه CNG تك منظوره غير خصوصي قاضي، جايگاه CNG شركت تعاوني پاك سوز در اسفراين، جايگاه CNG تك منظوره غيرخصوصي رباط قره‌بيل و همچنين جايگاه CNG تك منظوره پروژه كوثر 4 شهرداري در اين هفته به بهره‌برداري خواهند رسيد.
وي خاطرنشان كرد: براي اجراي اين جايگاه‌هاي CNG گاز، 50 ميليارد ريال از محل اعتبارات شركت گازخودرو صرف شده است.
 به گفته تقي‌نژاد، براي اجراي اين 25 پروژه‌ گازرساني، 90 ميليارد ريال اعتبار صرف شده است .
وي افزود عمليات اجرايي شبكه توزيع شهر شوقان در هفته دولت آغاز گرديد كه با اجراي 34 كيلو متر خط انتقال و 18 كيلومتر شبكه توزيع و تغذيه با مجموع اعتبار 56500 ميليون ريال 630 خانوار اين شهر از نعمت گاز طبيعي برخوردار مي شوند.
وي افزود گازرساني به 22 روستا در شهرستان هاي بجنورد ، اسفراين و جاجرم در هفته دولت آغاز مي گردد؛ روستاهاي محور اسفراين شامل : كبوتر خانه ، حسن آباد ، حصاري ، درازپي ، سست ، سينان ، كلاته فقير ؛ روستاهاي محور بجنورد شامل : بند يغمور، كلاته جمي ،چناران، سيساب ،قاضي عليا، قوچ قلعه ،نوده چناران و روستاهاي محور جاجرم شامل: برزنه، چهارچوبه ،رباط قره بيل، شورك بالا ،قزل حصار بالا، قزل حصار پايين ،كركي، مشما مي باشد كه جهت گازرساني به اين 22 روستا 51500 ميليون ريال اعتبار برآورد گرديده است .وي مجموع اعتبار پروژه هاي هفته دولت را بيش از 198 ميليارد ريال اعلام نمود.

امام زاده هاي روستاي نوده

«امام زاده نوده چناران»

     در شمال روستاي نوده و در كنار راه، بناي سنگي نمايان است كه به مزار امام‌زاده محمد بن يحيي معروف است. بناي مربع شكلي به ضلع 5/9 متر و ارتفاع 5 متر روي سكويي سنگي به ارتفاع 10/1 متر ساخته شده است.

 

«امام زاده نوده »

     روستاي نوده در 16 كيلومتري جنوب راه آسفالته بجنورد - شيروان، واقع شده است. در فاصله يك كيلومتري جنوب شرقي زيارتگاه يحيي بن زكريا، بناي سنگي ساده‌اي به نام (امام‌زاده دله تاش) نمايان است. بناي مرقد مستطيل شكل بوده و اندازه اضلاع آن 90/5  × 90/4 متر و ارتفاع آن 10/2 متر مي‌باشد. ايواني با سه ستون چوبي به ابعاد 2×90/5 متر در ضلع شرقي قرار دارد و در ورودي (90/1 ×10/1 متر) بقعه در گوشه سمت راست آن ديده مي‌شود.

     بقعه داراي سه روزنه (85 ×  70 سانتي‌متر) بوده و قبر در وسط آن واقع شده است. سنگ قبر و يا كتيبه‌اي كه دالّ‌بر شناسايي بيشتر صاحب قبر باشد، ديده نشد. مردم نوده به نقل از نياكان خود اظهار مي‌دارند كه اين امام‌زاده از قديم دله‌تاش ناميده مي‌شده است. رودخانه‌اي در فاصله 50 متري غرب امام‌زاده جاري است و به گفته اهالي «با وجود سيل‌هاي فراواني كه همه ساله از كنار امام‌زاده مي‌گذرد، تا كنون هيچ گونه آسيبي به آرامگاه نرسيده است.»[13]

 

منبع: http://resaco.ir/bama/0/1/4/3/3.htm

گل واژ ه ها

گل واژهايی به گويش محلي كرمانجي روستاي نوده

مشك: پوست بز را گويند كه بصورت بسته است كه از گردن آن ماست داخل مي ريند و در آن را بسته روي سيپي گذاشته و با تكان دادن آن كره توليد مي كنند.

سيپي:سه پايه چوبي را گويند كه مشك را بر آن آويزان نموده و با تكان دادن ماست داخل مشك ، كره توليد مي كنند.

بيري: محل جمع كردن گوسفندان جهت دوشيدن  را بيري گويند

گوم: به فضايي كه بره ها را نگه مي دارند گوم گويند

سرجاوي: = سرچشمه

اولنگ: = زميني كه از چهر فصل سال چمن مقاوم و سبز داشته باشد اولنگ گويند

سووزي: = سبزي

طندور: = تنور : فضايي گلي كه براي پخت نان از آن استفاده مي شود

كسوي: ميله اي فلزي براي هم زدن آتش و گاهي چيدن چوبهاي شعله ور استفاده مي شود.

سكك: ستون چوبي وسط خانه را گويند

سوسِك" شيرين بيان

تپچ:

فتير:

کلنج: خميري كه به ته تنور افتاده شده و كمي سوخته باشد كه به باوري هر آن را بخورد بزودي حج مي رود (ميتواند كنايه از دانستن ارزش بركت خدا باشد)

وخم:= به ملك يا شيء وقفي گويند

 كندي:خمره هاي گلي دوار كه بعنوان انبار غلات از آن استفاده مي شود داراي يك دهانه بزرگ در بالا و يك دهانه كوچك در پايين مي باشد كه از بالايي براي ريختن غلات و از پاييني براي برداشت غلات به مرور در زمستان استفاده مي شده است

بخووري: بخاری

ژن(ئافره ت): زن
پیا : مرد
کور : پسر
دوه ت(کیچ) : دختر
باوک : پدر
دالک(دایک) :مادر
برا : برادر
خوه یشک : خواهر
باپیر : پدر بزرگ
داپیر(نه نگ) : مادربزرگ
مام(تاتگ) : عمو
خالوو :دایی
میمگ : خاله و عمه
زاوا : داماد
وه یو : عروس
خه سوره : مادرزن و پدر زن و پدر شوهر و مادر شوهر و برادر زن
شو : شوهر
ژن : زن و عیال
هاو زاوا : باجناق
ئامووزا : پسر عمو و دختر عمو
خالووزا : پسر دایی و دختر دایی
میمزا : پسر عمه و پسر خاله و دختر عمه و دختر خاله
ژن خالوو : زن دایی
ژن تاتگ : زن عمو
شو میمگ : شوهر خاله و شوهر عمه
دوه ته ر زا : نوه دختری
کررزا : نوه پسری
دش : خواهر شوهر

روستاي نوده در اينترنت

شهید رجبعلی محمدزاده از سرداران گمنام، زحمت کش و مخلصی بود که همه چیز خود را فدای این کشور، ولایت و رهبر و اسلام کرد.

شفا یافتگان امام رضا علیه السلام

حمله گرگ‌ها در خراسان شمالي افزايش يافته است

 

تفرجگاهها و مناطق ديدني

گاني رش:

النگ و بوندوروگ:

سرجاوي و يه مشان:

بند گلحسنخان:

كلاته:

گولان:

مرخ باگول:

پيايه ره و زاوه اسپيان:

شهداي روستاي نوده

 

شهيد سردار رجبعلي محمدزاده

نام پدر:محمد حسن

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:

تاريخ شهادت : 1388

محل شهادت :پيشين

منطقه : سيستان و بلوچستان

مسؤليت :فرماندهي قرارگاه سلمان

شغل :

عضويت :

يگان:

گلزار :بهشت رضا - مشهد

کد شهید:

 

 

شهيد قاسم‌ پورمحمد

نام پدر:عزيزاله‌

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:03/02/38

تاريخ شهادت :26/11/60

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : ساير

يگان:

گلزار :ثبت نشده

کد شهید:6002637

 

شهيد محمدمهدي‌ رمضاني‌

نام پدر:رمضان‌

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:01/01/35

تاريخ شهادت :16/01/61

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : ساير

يگان:

گلزار :ثبت نشده

کد شهید:6113984

 

 

شهيد اسماعيل‌ رستمي‌

نام پدر:غلامحسين‌

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌چناران‌

تاريخ تولد:15/05/41

تاريخ شهادت :28/09/61

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : وظ‌يفه‌

يگان:

گلزار :نوده‌چناران‌

کد شهید:6113120

 

شهيد محمود آل شيخ

نام پدر:غلامرضا

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌چناران‌

تاريخ تولد:01/01/40

تاريخ شهادت :28/09/61

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : وظ‌يفه‌

يگان:

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:6100539

 

شهيد محمود بهادري‌

نام پدر:محمدحسن‌

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:02/05/43

تاريخ شهادت :23/01/62

محل شهادت :والفجرشلمچه فکه

منطقه :

مسؤليت :مخابرات‌وبي‌سيم‌

شغل :محصل

عضويت : بسيجي‌

يگان:بسيج

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:6206806

 

شهيد عبداله‌ محمدي‌

نام پدر:زين‌العابدين‌

محل تولد:شهرستان بجنورد

تاريخ تولد:07/06/45

تاريخ شهادت :26/01/62

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :محصل

عضويت : ساير

يگان:

گلزار :انصارالحسين‌ع‌

کد شهید:6222444

 

 

شهيد علي هاتفي

نام پدر:عزيز

محل تولد:شهرستان مشهد

تاريخ تولد:17/05/47

تاريخ شهادت :24/12/63

محل شهادت :هورالعظيم

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت :

يگان:بسيج

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:6314736

 

شهيد حسين‌ اسکندريان‌

نام پدر:عيدمحمد

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:01/01/42

تاريخ شهادت :21/01/62

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : وظ‌يفه‌

يگان:

گلزار :ثبت نشده

کد شهید:6201623

 

شهيد ابراهيم‌ ترکانلو

نام پدر:حسين‌

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:05/06/41

تاريخ شهادت :28/08/62

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : ساير

يگان:

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:6205451

 

شهيد يزدان قلي‌ صنعتي‌ (رخ بين)

نام پدر:حسينقلي‌

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:06/03/32

تاريخ شهادت :15/12/62

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : ساير

يگان:

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:6215711

 

شهيد محمد محمدزاده‌

نام پدر:عيسي‌

محل تولد: شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:20/12/46

تاريخ شهادت :04/10/65

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :كشاورز

عضويت : وظ‌يفه‌

يگان:

گلزار :ثبت نشده

کد شهید:6532903

 

شهيد قربانعلي‌ شيردلان‌

نام پدر:شاه‌محمد

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:04/02/38

تاريخ شهادت :23/10/65

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : ساير

يگان:

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:6521789

 

 

شهيد علي‌ عليپور

نام پدر:غلامرضا

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:10/11/35

تاريخ شهادت :22/10/65

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : ساير

يگان:

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:6525694

 

شهيد منصور حسين ‌زاده‌

نام پدر:محمدرضا

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:02/05/47

تاريخ شهادت :08/12/66

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده‌

شغل :

عضويت : وظ‌يفه‌

يگان:

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:6606059

 

شهيد علي عابدي

نام پدر:حاتم

محل تولد:شهرستان بجنورد

تاريخ تولد:07/06/55

تاريخ شهادت :01/01/76

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :

شغل :

عضويت :

يگان:

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:7600471

 

شهيد جواد دولت

نام پدر:

محل تولد:شهرستان مشهد

تاريخ تولد:

تاريخ شهادت :

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :

شغل :

عضويت :

يگان:

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:8200030

 

شهيد محمدعلي‌ خاکشور

نام پدر:علي‌اصغر

محل تولد:شهرستان بجنورد روستاي نوده‌

تاريخ تولد:01/01/30

تاريخ شهادت :22/10/65

محل شهادت :

منطقه :

مسؤليت :رزمنده

شغل :كشتورز

عضويت :

يگان:

گلزار : نوده‌چناران‌

کد شهید:6512762

 

شهید شادکام

شهید محمد رضا عابدی