گل واژ ه ها
گل واژهايی به گويش محلي كرمانجي روستاي نوده
مشك: پوست بز را گويند كه بصورت بسته است كه از گردن آن ماست داخل مي ريند و در آن را بسته روي سيپي گذاشته و با تكان دادن آن كره توليد مي كنند.
سيپي:سه پايه چوبي را گويند كه مشك را بر آن آويزان نموده و با تكان دادن ماست داخل مشك ، كره توليد مي كنند.
بيري: محل جمع كردن گوسفندان جهت دوشيدن را بيري گويند
گوم: به فضايي كه بره ها را نگه مي دارند گوم گويند
سرجاوي: = سرچشمه
اولنگ: = زميني كه از چهر فصل سال چمن مقاوم و سبز داشته باشد اولنگ گويند
سووزي: = سبزي
طندور: = تنور : فضايي گلي كه براي پخت نان از آن استفاده مي شود
كسوي: ميله اي فلزي براي هم زدن آتش و گاهي چيدن چوبهاي شعله ور استفاده مي شود.
سكك: ستون چوبي وسط خانه را گويند
سوسِك" شيرين بيان
تپچ:
فتير:
کلنج: خميري كه به ته تنور افتاده شده و كمي سوخته باشد كه به باوري هر آن را بخورد بزودي حج مي رود (ميتواند كنايه از دانستن ارزش بركت خدا باشد)
وخم:= به ملك يا شيء وقفي گويند
كندي:خمره هاي گلي دوار كه بعنوان انبار غلات از آن استفاده مي شود داراي يك دهانه بزرگ در بالا و يك دهانه كوچك در پايين مي باشد كه از بالايي براي ريختن غلات و از پاييني براي برداشت غلات به مرور در زمستان استفاده مي شده است
بخووري: بخاری
ژن(ئافره ت): زن
پیا : مرد
کور : پسر
دوه ت(کیچ) : دختر
باوک : پدر
دالک(دایک) :مادر
برا : برادر
خوه یشک : خواهر
باپیر : پدر بزرگ
داپیر(نه نگ) : مادربزرگ
مام(تاتگ) : عمو
خالوو :دایی
میمگ : خاله و عمه
زاوا : داماد
وه یو : عروس
خه سوره : مادرزن و پدر زن و پدر شوهر و مادر شوهر و برادر زن
شو : شوهر
ژن : زن و عیال
هاو زاوا : باجناق
ئامووزا : پسر عمو و دختر عمو
خالووزا : پسر دایی و دختر دایی
میمزا : پسر عمه و پسر خاله و دختر عمه و دختر خاله
ژن خالوو : زن دایی
ژن تاتگ : زن عمو
شو میمگ : شوهر خاله و شوهر عمه
دوه ته ر زا : نوه دختری
کررزا : نوه پسری
دش : خواهر شوهر
روستاي نوده از توابع بخش گرمخان شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالي مي باشد. حدود 350 خانوار در اين روستا ساكن مي باشند كه منبع درآمد آنها از كشاورزي و دامداري مي باشد.